ميلاد امام رضا ( ع ) بر همه دوستانم مبارک ... التماس دعا ... مريم

 امشب برای همه دوستانم دعا می کنم ... شاید که مرغ آمین در آن لحظه به خاطر هشت بار یا امام رضا گفتنم دلش به رحم بیاید و آمین را بدرقه راهمان بکند ... امیدوارم عاقبت به خیر بشویم ... برای صبر من یک یا علی بگویید ...  

 مهرداد عزیزم ... برادر همیشه مهربانم ... همیشه به یادت هستم ... به انتظار دیدنت هستم ... این شعر را بهت تقدیم می کنم ... با کمی فاکتور گیری بخوان ...  

اولش فکر نمی کردم که دلم جا مونده باشه ... یا دلم گول چشمهای روشنت رو خورده باشه ... اما نه گذشت و دیدم ... دل من دیوونه تر شد ... به تو گفتم و دلت از قصه من با خبر شد ...       آخ که چه لذتی داره ... ناز چشمات و کشیدن ... رفتن یک راه دشوار ... واسه هرگز نرسیدن ... می دونم دوستم نداری ... مثل روزهای گذشته ... من خودم خوندم تو چشمات ... یک کسی اون و نوشته ... می دونم فرقی نداره ... واست عاشق بودن من ... می دونم واست یکی شد ... بودن و نبودن من ... اما روح من یک دریاست ... پر از موج و تلاطم ... ساحلش تویی و موج هاش ، خنجر های حرف مردم .. آخ که چه لذتی داره ... ناز چشمات و کشیدن ...

 به همه دوستان خوبم ...

برای من آدمها زمانی وجود دارند که از بالاترین پله شعور بالاتر رفته باشند ...

  

نویسنده : مريم ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٥