برای دلتنگی های خودم ...

50.gif رو در و دیوار این شهر ... همش از تو یادگاره ... توی این کوچه تاریک ... من و تنها نمی گذاره ... یاد حرفهای قشنگت ... که تو قلبم لونه می کرد ... یاد دلتنگی چشمات ... که من رو بهونه میکرد ... می زنه آتش به جونم ... پس کجایی مهربونم ... آخه من ترانه هام و ... واسه کی پس بخونم ... دل من هوات و کرده ... آخ کجایی نازنینم ... کاش که بودی و می دیدی ... بی تو من تنها ترینم ... توی این بازی که ساختی ... من همه هستیم و باختم ... زیر پات گذاشتی آخر ... عشقی که من از تو ساختم ... اگر تو دوستم نداشتی ... از دلم خبر نداشتی ... دلت از سنگ شده انگار ... که من و تنها گذاشتی ... می شینم منتظر اینجا ... تا تو برگردی دوباره ... تا بشینی پای حرفهام ... بریم تا ماه و ستاره ... می دونم می آیی یک روزی ... یک روزی که خیلی دیره ... یک روزی دل شکستم ... سر این کوچه می میره ... 50.gif

01.gif از طرف یک دوست ...

می دونم دلت گرفته ... من برات سنگ صبورم ... چی شده تنها نشستی ... مثل تو از همه دورم ... واسه من زندگی سرده ... نکنه تو هم غریبی ... کاش می شد اشکات و پاک کرد ... بمیرم تو هم بریدی ... چه تبسم قشنگی ... وقتی به غمها بخندی ... آخه ارزشی نداره ... دل به این دنیا ببندی ... نازنین دنیا همینه ... اون که خوب بود ، بدترینه ... نکنه تنهات گذاشته ... آخر عشق ها همینه ... آخر عشق ها همینه ...

49.gif مثل همیشه سخن آخر ... 49.gif

یک کلیسا خیلی آرامش دهنده در اینجا پیدا کردم که نامی به نام مریم مقدس دارد ... فقط شنبه ها می شود رفت و آنجا شمع روشن کرد ... من هم رفتم و شمعی برای خودم و همه دوستانم روشن کردم ... امیدوارم آرزوهای خوب همه شما بر آورده شود ... من هم برای خودم آرزو کردم که اگر روزی آرزوی کسی شدم ، هرگز شرمنده کسی نشوم ...

گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو ... تنها بخند ... خنده کرد و دل ز دستانم ربود ... تا به خود باز آمدم او رفته بود ... دل ز دستش روی خاک افتاده بود ... جای پایش روی دل جا مانده بود ...

/ 0 نظر / 5 بازدید