عجب صبری خدا دارد ... که من ندارم ... بهتر بگم ما نداريم ...

50.gif عجب صبری خدا دارد ... 50.gif

اگر من جای او بودم ... که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ... جهان را با همه زیبایی و زشتی ... به روی یکدیگر ویرانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم که می دیدم ... یکی عریان و لرزان ... دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ... زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم ... که در همسایه صد ها گرسنه ... چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ... نخستین نعره مستانه را خاموش ... آن دم بر لب پیمانه میکردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم ... نه طاعت می پذیرفتم ... نه گوش از بهر استغفار این بیداد گر ها تیز کرده... پاره پاره بر کف زاهد نمایان ... سجده صد دانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم ... برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد ... بی سامان هزاران لیلی ناز آفرین را ... کوه به کوه آواره و دیوانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم ... به گرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ... سرا پای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم ... مشوش عارف عامی ز برق فتنه این علم آدم سوز مردم کش ، بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم به عرش کبریایی با همه صبر خدایی تا که میدیدم عزیزی نا بجا ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد ... گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

چرا من جای او باشم ؟ همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب و تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد ... و گرنه من به جای او چو بودم ...

یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل فرزانه می کردم !

عجب صبری خدا دارد ...  ( یادمان باشد که خدا همیشه به یادمان است )

آدمک آخر دنياست بخند ... آدمک مرگ همين جاست بخند ... آن خدايي که بزرگش خواندي ... به خدا مثل تو تنهاست بخند ... دستخطي که تو را عاشق کرد ... شوخي کاغذي ماست بخند ... فکر کن درد تو ارزشمند است ... فکربکن گريه چه زيباست بخند 01.gif

/ 0 نظر / 10 بازدید