در روز سالروز وبلاگم که يکسال شد ، از شما ياران هميشگی واقعا ممنونم ... مريم

می خوام به رسم خودم خاطرات هر ماه را در این یکسال با شما دوستان خوبم مروری بکنم ....

به یاد اردیبهشت ۱۳۸۵

رقصان بگذريم ،شادمانه و شاکر ، از بيرون به درون آمده ايم ،و به هيات پر شکوه انسان زاده شديم ،

تا در بهار گياه به تماشای رنگين کمان پروانه بنشينيم ،

و جهان را به قدر همت و فرصت خويش معنا کنيم .........  ( احمد شاملو )

از يک دوست :

هرگز از انتقاد نهراسيد که فقط کاريکاتور ، شخصيت های بزرگ را می کشند ...

به دوستان با وفا ...

هميشه عاشق کسی شويد که دلش آنقدر بزرگ باشد که اگر خواستی توش جا بشوی مجبور نباشی خودت را کوچک کنيد ...

به یاد خرداد ۱۳۸۵

در آسمان از يک ارتفاعی به بعد ديگر هيچ ابری وجود ندارد . پس هر وقت آسمان دلمان ابری بود با ابرها نجنگيم ، بلکه اوج بگيريم ...

از طرف يک دوست 

فرشتگان روزی از خدا پرسيدند !

بار خدايا تو که بشر و مخلوقت را اينقدر دوست داری ، غم را ديگر چرا آفريدی ؟ 

خداوند در جوابشان گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم ، چون اين مخلوق من ، که خوب میشناسمش ، تا غمگين نباشد به ياد خالق نمی افتد ...

به یاد تیر ۱۳۸۵

( روز مادر در سال 85 ) 

اینک در آستانه فرداهای نزدیکم تو را می نگرم ... ای همه هستی من که چقدر خسته ای ...

روزت را عاشقانه تبریک می گویم ...

به یاد مرداد ۱۳۸۵

هفتم مرداد ماه روز تولد من ...

مبعث پیام آور خدا ( ۳۱ مرداد )

امروز بیا ترانه خوانی بکنیم 

با سبزه و آب همزبانی بکنیم 

عید است و غبار غم گرفته است دلم 

ای اشک بیا خانه تکانی بکنیم

به یاد شهریور ۱۳۸۵

نیمه شعبان را به همه دوستانم تبریک می گویم التماس دعا 

همیشه پاره ای از حرفهای من با توست ، همیشه دست نیازم خدای من باتوست 

من از دریچه شب های قدر لبریزم ، ولی گشودن زنجیرهای من با توست 

نه من تو ام ، نه تو من ، هم تو در منی هم من ، بخوان جمال و جلالت .لوای من با توست 

مرا ببر به تماشای کاخ های قشنگ ، به کوه های بلندی که جای من با توست 

همین که از تو بگویم برای من کافیست ، همین که پاره ای از حرف های من با توست

به یاد مهر ۱۳۸۵

به کودکی گفتند : عشق چیست ؟ گفت بازی ... به نوجوانی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : رفیق بازی ... به جوانی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : پول و ثروت ... به پیر مردی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : عمر ... به عاشقی گفتند : عشق چیست ؟ چیزی نگفت ، آهی کشید و گریست ...

به یاد آبان ۱۳۸۵

شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت ... گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی ...

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد ... گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

به یاد آذر ۱۳۸۵

به دنبال کسی باشیم که لایق عشق باشه ... نه تشنه عشق ...

چون تشنه یک روزی که زود می رسد سیراب می شه ... ولی لایق همیشه براتون می مونه

ميلاد امام رضا ( ع ) بر همه دوستانم مبارک ... التماس دعا ... مريم 

امشب برای همه دوستانم دعا می کنم ... شاید که مرغ آمین در آن لحظه به خاطر هشت بار یا امام رضا گفتنم دلش به رحم بیاید و آمین را بدرقه راهمان بکند ... امیدوارم عاقبت به خیر بشویم ...

روز دانشجو ( ۱۶ آذر ۱۳۸۵ )

دوباره می سازمت وطن ... اگر چه با خشت جان خویش ...

ستون به سقف تو می زنم ... اگر چه با استخوان خویش

به یاد دی ۱۳۸۵

شب يلدا از طرف خودم به همه دوستان خوبم مبارک ...

عمرتون صد شب یلدا ... دلتون قد یک دریا ... توی این شبهای سرما ... یادتان همیشه با ما ...

عيد غدير را به همه شما دوستان عزيزم تبريک می گويم ... يا علی 

مهرداد عزيزم ( برادر مهربانم ) دهم دی ماه بر تو مبارک ...

مهرداد جان ...

با هفت آسمان پر از گلهای سرخ و میخک ... با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک ...

یک قلب عاشق با یک حس بی قرار و کوچک ... فقط می خواد بهت بگه ...

تولدت مبارک

ميلاد حضرت عيسی مسيح به همه خدا شناسان مبارک باد ...

جملاتي از ...

سلام بر من در آن روزي كه به دنيا آمدم ... و بر روزي كه از اين جهان بروم ... و در روزي كه زنده مبعوث شوم

به یاد بهمن ۱۳۸۵

۲۵ بهمن ( روز عشق ) را به همه عاشق های واقعی تبريک می گويم ...

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ... نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد ( به قول دوستان به قلب کسی قفل نزنم اگر کلیدش را ندارم ) ... راهی نروم که بی راهه باشد ... خطی ننویسم که آزار دهد کسی را ... یادم باشد که روز و روزگار خوش است ... همه جهان رو به راه و بر وفق مراد ... تنهای تنها دل ما نیست ... آره

به یاد اسفند ۱۳۸۵

آدمک آخر دنياست بخند ... آدمک مرگ همين جاست بخند ... آن خدايي که بزرگش خواندي ... به خدا مثل تو تنهاست بخند ... دستخطي که تو را عاشق کرد ... شوخي کاغذي ماست بخند ... فکر کن درد تو ارزشمند است ... فکربکن گريه چه زيباست بخند

به یاد فروردین ۱۳۸۶

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی ... و هر گاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی ... هرگاه در میان ستارگان آسمان ... تک ستاره ای خاموش دیدی ... برای یکبار ... در گوشه ای از ذهن خود ... نه به زبان ... بلکه از ته قلب خود بگو ... یادت به خیر

و به یاد گذشته ها ... سخن آخر ...

منتظر باش اما معطل نباش ... تحمل کن اما توقف نکن ... قاطع باش اما لجباز نباش ... بگو بله اما نگو حتما ... بگو نه ولی نگو هرگز ...

/ 0 نظر / 13 بازدید